نوشته های یک زن
کتاب و مطالعه
تو این گرما که حس میکنی کولرها دارند فوتت می کنند نشستم و دعوای پسرها را نگاه میکنم دلم پر میزنه برم روستا نه به خاطر ... فقط به خاطر خنکی دلچسبش چون رابط کنکور بودم هم حسین با دوستش رفت...
نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵ساعت
21:23 توسط f.sh|
آخرين مطالب
| Design By : Pichak |

