آمارگیر وبلاگ

نوشته های یک زن | مرداد ۱۴۰۲




























نوشته های یک زن

کتاب و مطالعه

اینکه یکی هست حسابی میشناستت، وقت ناراحتی میدونه چیکار کنه حالت عوض شه، تو خوشحالیهات از ته قلبش واست خوشحاله

کلا تو رو حفظه خیلی خوبه

کاش یکی تو زندگی آدم باشه این شکلی باشه

حالا یکی خواهرش این طوری میشه، یکی مادرش، یکی عشقش و یکی دوستش...

فرق نمیکنه چه نسبتی باهات داره بودنش مهمه

همین که هست و میدونه با چی حالت روبراه میشه و کلا وجودش خوبه خودش بسِ

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۲ساعت 0:56 توسط f.sh|

اونقدر احساسات علی ناب و قشنگه که از ته دل میگم خوش به حال زنش

موهام را میگیره تو دستای کوچیکش

بوس میکنه بو میکشه بعد میگه من قررررربون این موهای قشنگ برم

عاشقتم مامانی..

خدایی راضی به قربون صدقه رفتنش نیستم ولی فکرش را کنید

چه دلبری ها کنه از خانمش این بشر🥰

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۲ساعت 23:56 توسط f.sh|

دوست داشتم وقتی بعد از این همه مدت گم و گوری اومدم وبلاگم حداقل یک نفر نوشته باشه کجایی؟ چرا نیستی؟ نگرانت شدم

ولی دریغ و افسوس که مجازی منم شبیه واقعیم پر از تنهایی و خلوت و سکوته

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۲ساعت 0:46 توسط f.sh|


آخرين مطالب
» گرمای ما
» من برگشتم
» تبریک سال نو
» ماه مبارک
» نوشته های خودم
» درامتداد حسرت/ کلیدر
» کتاب جدید گوژپشت نتردام
» تبریک
» هفته ای عالی
» روزهای آشفته


Design By : Pichak