نوشته های یک زن
کتاب و مطالعه
اونقدر احساسات علی ناب و قشنگه که از ته دل میگم خوش به حال زنش موهام را میگیره تو دستای کوچیکش بوس میکنه بو میکشه بعد میگه من قررررربون این موهای قشنگ برم عاشقتم مامانی.. خدایی راضی به قربون صدقه رفتنش نیستم ولی فکرش را کنید چه دلبری ها کنه از خانمش این بشر🥰
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۲ساعت
23:56 توسط f.sh|
آخرين مطالب
| Design By : Pichak |

