نوشته های یک زن
کتاب و مطالعه
دیشب رفتیم خونه مامان شوهرم دو تا از جاری ها بودن جالبه اینها که چشم دیدن هم رو نداشتن الان به خاطر من شدن جونجونی ایشالا همیشه همین طور باشند. جدیدا تو جمعشون خیلی ساکتم بهتر از شنیدن توهین و متلک و تیکه است
نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان ۱۴۰۲ساعت
23:59 توسط f.sh|
آخرين مطالب
| Design By : Pichak |

