نوشته های یک زن
کتاب و مطالعه
هر سال این موقع ها بهترین حال دنیا را داشتم یعنی دقایق آخر اردیبهشت من رو ابرها بودم چون به ماه تولدم نزدیک میشم امسال هیچ حسی ندارم نه به خرداد نه به تولدم نه به ضد خردادی ها بیخیال همه خدا کنه زودتر احوالات روبراه بشه فردا برنامه ریزی کردند من مرخصی بگیرم عصر برم پیش مادرشوهر هرکاری کردم قبول نکردند من جابجا کنم بعدش یادم اومد فردا قرار خواستگاری آبجی را هماهنگ کرده بودم موندم چطوری خودم را برسونم نه اینها راضی میشن من نباشم نه میشه مادرشوهر را تنها گذاشت نه کسی میاد یک ساعت جای من بمونه برا همین خودخواهی هاشون از زندگی خسته میشم
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت
23:52 توسط f.sh|
آخرين مطالب
| Design By : Pichak |

